ميشم؟؟!
زني از يه نفر مي پرسه: فرق بسيجى با چريك چيه؟ ميگه بسيجى هميشه از جلو حمله ميكنه اما
چريك از عقب, زن آهي ميكشه و ميگه يادش بخير خدا بيامرز هم بسيجى بود هم چريك !.
تو تكدرخت زندگي من هستي كه الاغم را به آن مي بندم روی برکه قلبم نوشتم ورود ممنوع حالا
که وارد شدی خروج ممنوع Love 2007 رسید
بلوتوث قلبت رو روشن کن
می خوام تمام وجودمو براتsend کنم
.
.
.
.
ها ها ها
ویروس داشت
الان می میری ....!
اگه گفتي اون چيه که اول منم بعد تويي بعد زبون؟!
فکرشو بکن
.
.
.
.
يکم ديگه فکر کن
.
.
.
.
.
گل گاو زبون
كاوه دوست دخترشو مي بره خونه ميگه حالا چي مي چسبه دختره ميگه شير .مي ره براش يه
ليوان شير مياره.بعد ميگه حالا چي مي چسبه باز دختره مي گه شير.لين جريان دو سه بار تكرار
مي شه ؛دختره ميگه شاوه شلافم كردي.
یه روز یه عنکبوت قرص x می خوره موکت میبافه
میخوان ترکرو دست بندازن، یه چک بهش میدن جای مبلغ مینویسن خدا تومان!!! ترکه میره
بانک گونی گونی پول میاره!!! میرن تحقیق میکنن میبینن رئیس بانک لر بوده!!!!!!!
يه روز يه اقا ميره نونوايي ميبينه صف مردهاشلوغه ميره صف زنها ميگه اقا خانومم گفته سه تا
نون بدين
یک روز یک هزارپا میره خواستگاری یک مگس .مگس می گه من با تو ازدواج نمی کنم
حوصله ی جوراب شستن ندارم
از گوسفنده میپرسن سیستم دستشویی رفتن شما چیه؟ میگه سبک گروه ارین.......دونه دونه دونه
دونه دونه
یک روز به منصور میگند دوربین زوم میگه{ آر زوم دددآرزوم ددددد
به گزارش خبرگذاري ايسنا : يك هواپيماي مسافربري با صدوپنجاه نفر سرنشين در يكي از
قبرستان هاي تهران سقوط كرده است. امداد گران تا به حال سيصد جسد را از خاك بيرون
آوردند . جستجو همچنان ادامه دارد ...
بابا به پسرش میگه گوگولی مگولی پسر به باباش میگه گوریل منگوریل
يه روز يه تركه سوار سمند ميشه خانومي كه تو رايانه سمند است ميگه درب خودرو باز است
تركه در را ميبنده ميگه در را بستم حالا بيا بيرون جييييگر
خوردهكاري هم قبول ميكنيم ها
--------------------------------------------------------------------------------
قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالامجان،
ميكني يا ميبري؟
--------------------------------------------------------------------------------
یه قزوینیه بد از چند سال دوستشو میبینه و شروع میکنه به رو بسی و میگه هرچقدر میبنمت
سیر نمیشم باید بکنمت
--------------------------------------------------------------------------------
به خاطر رفاه حال نماز گذاران قزويني جا نماز با آينه بغل توزيع شد
--------------------------------------------------------------------------------
كمربند شلوار شما ضامن سلامتي باسن شماست
روابط عمومي شهرداري قزوين
--------------------------------------------------------------------------------
به قزوينيه ميگن: شما قرباني هم ميكنين؟ ميگه: فاميليش مهم نيست، هر كي باشه ميك...
--------------------------------------------------------------------------------
قزوينيه پشت بچهش مينويسه: با نگاهي به آينده، درست مصرف كنيم
--------------------------------------------------------------------------------
قزوينی ها اعتراض ميکنن اين چه الفبائيه که به ن ميگن نون اما به ک ميگن کاف؟
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه با زنش قهر می کنه شب زنه پشتشو می کنه بهش می خوابه قزوینیه می گه: چه کنم که
بد چیزی رو واسه آشتی واسطه کردی
--------------------------------------------------------------------------------
قزوينيه داشت پسرشو كتك مي زد ازش مي پرسن چرا كتكش مي زني؟ ميگه : پدر سگ رو
بخاري عكس ك؟ون كشيده هم دست من سوخت هم لب عموش!!
--------------------------------------------------------------------------------
اگر گفتی قزوینیها کی میرن شمال؟ موقع چیدن چای
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه شب عروسیش دستمال انی به مادر زنش نشون می ده
--------------------------------------------------------------------------------
زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه
اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو میکنه
دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه
شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام
قزوینی هم میگه خب از جلو میکنم
بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه
بالام جان ... پس ک؟ون این بچه کو؟؟؟
--------------------------------------------------------------------------------
دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟
--------------------------------------------------------------------------------
یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید
-رشتيه باتركه قدم ميزنه رشتيه : برم خونه الان برميگردم چنددقيقه بعد عصباني برميگرده
تركه : چي شده رشتيه : رفتم ديدم مرديكه توخانه با زنم نشسته بود تركه: نكشتيش رشتيه: تورشت
كه نميشه هرروز خدا ادم كشت!!!
۲-اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده
گذاشت و گفت: «اين جا چهار راه سعدي است؟» شاگرد راننده گفت: «نخير، اين جا ستون
فقرات بنده است.»
۳-از خوشغيرت ميپرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش.
ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار ميكني؟ ميگه: ميرم ميارمش
۴-به رشتيه ميگن: تو 8 سال اسير بودي، چطور بچه 2 ساله داري؟ ميگه: من اسير بودم، خانوم
كه اسير نبوده
۵-به علت سردرگمي هموطنان رشتي روز پدر به مدت يك هفته تمديد شد
۶-به مرغه ميگن: ميتوني روزي 5 تا تخم بزاري؟ ميگه: اين كار مرغاي هرجايي تلاونگه
۷-زن رشتيه داشته براي دوستش درد و دل ميكرده: خسته شدم از بس كه روزها به بچه گفتم:
نكن... بخور و شبها به باباش گفتم: نخور... بكن
۸-فحشهاي عربي: از جلو چشمام خفهشو، كثافت مرض، پاتو از رو بوق بردار، گردن درازي
ميكنی
۹-اين ماهي رو تازه از آب گرفتم، هنوز جون داره، اگه ميخواهي نميره و آب دم دستت نيست،
جيش كن رو موبايلت!
۱۰-جوايز قرضالحسنه بسيجيان: 99 تسبيج 99 دانه به 100 نفر، 100 عدد جانماز به 99 نفر،
200 متر چفيه به 400 نفر (هر نفر نيم متر)، هر 5 ميليمتر ريش در هر روز يك امتياز، آخرين
مهلت تا پايان هفته بسيج
یه پسره میره مغازه میگه: آقا واسه روز ولنتاین یه کارت تبریک دارین که روش نوشته باشه «عزیزم تو تنها عشق من هستی»؟ یارو میگه : بله. پسره میگه پس بی زحمت 16 تا لطف کنید.
دوم: ولنتاين و مضرات جانبی آن!
دو روز قبل از ولنتاين:
پسر اولی: پسر بازم امسال خل نشی و يه شبه كل حقوق يه ماهت رو براش خرج كنیها...! از من ياد بگير! هر سال يه هفته قبل از ولنتاين باهاش قهر ميكنم كه خرج رو دستم نيفته! دو روز بعد از ولنتاين هم دوباره بهش زنگ ميزنم و باهاش آشتی ميكنم...!
پسر دومی: آخه نميشه كه مهدی جون! حداقل يه دسته گل بايد براش بخرم و شام ببرمش بيرون! اگه امسال گردنبند براش نخرم كه تا دو سال باهام حرف نميزنه! گردنبد بدون گوشواره هم كه خوبيت نداره!
* * *
دختر اولي: اي بخشكي شانس! ولنتاين رسيد و من هنوز هيچكي رو پيدا نكردم كه خرش كنم تا برام كادو بخره...! امسال خوردم به پيسي!
دختر دومي: نگران نباش بابا! ماشالله خر زياده! از من ياد بگير! هر سال دو تا دو تا كادو ميگيرم! بهت قول ميدم يه خورده زرنگ بازي در بياري تو هم امسال مثل من دوتا كادو ميگيري!
* * *
شاگرد رستوران: اوسا؟ اين غذاهايي كه اضافه مونده چيكار كنيم؟
صاحب رستوران: بذار تو يخچال دو سه روز ديگه كه ولنتاين ميشه اينجا شلوغ ميشه استفاده ميكنيم!
* * *
شاگرد گلفروش: آقای گلزاری؟ اين گلها داره پلاسيده ميشه! بريزمشون دور؟
گلفروش: چيچي؟ بريزيشون دور؟! همينها رو يكي دو روز ديگه مردم تو صف واميستن كه دو سه برابر قيمت بخرند!
* * *
سرباز اولي: حسيني؟ جناب سروان بهت مرخصي داد بالاخره؟
سرباز دومي: نه! هرچي بشش التماس كِــردُم كه بايد برُم شهرستون عروسي خالومون، تو جلدش نرفت كه نرفت! گفت كه بايـِــد بُموني اين هفته سرمون شلوغه! بايد عشاق رو بگيريم بندازيم تو مينيبوس!
دو روز بعد از ولنتاين:
شاگرد گلفروش: آقای گلزاری! راست ميگفتيها!
شاگرد رستوران: اوسا! شما راست ميگفتينها!
سرباز دومي: جناب سروان راست ميگفتها!
پسر دومی: مهدی جون راست ميگفتيها! عجب خريتي كردم!
دختر دومي: ديدی راست ميگفتم! خر زياده!
آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نميخوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو ميبريم خونه، مامانو ميخوريم!
5- سه نفر به جزيره آدمخوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، غضنفر كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش ميداد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
یه آدمخوار غضنفرو دنبال میکنه، غضنفر میره بالای درخت. آدمخواره میگه: بیا پایین! غضنفر میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. غضنفرمیگه: اِ....حالا ه موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟
2-غضنفر ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. غضنفر هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!
3- غضنفر داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي به غضنفر میگه: نترس بندة من،هنوز بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. غضنفر خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كله رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف غضنفر! يهو همون صدا مياد: خوب غضنفر جان! حالا ديگه بدبخت شدي
*از غضنفر می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه
*غضنفر و دوستش با لگد ميزدند توي صورت همديگه. يكي مياد بهشون ميگه: شماها دردتون نمياد؟ غضنفر ميگه: نه... پوتين پامونه!؟
* روز قيامت خبر میدن همه حیونا برن بهشت . غضنفر هم سرشو میندازه پاین میره. میگن هی! تو کجا؟ تو انسانی؟ میگه:اول که همه بهم میگفتن خر، حالا که به اینجا رسید شدیم آدم
* يه روز غضنفر ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟ غضنفر ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!
*خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه
از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !
* يه جايي جشن بوده، غضنفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
غضنفر ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!
2- از غضنفر ميپرسن: پيغمبر کي به رسالت رسيد؟ ميگه: نميدونم، من سيد خندان پياده شدم
3- غضنفر ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ تركه يه كمي فكر ميكنه و ميبينه عقلش به هيچكجا قد نميده. ميگه: بابا يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي بهش بده و كلي راهنماييش كنه و ميگه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه غضنفر ميگه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان! ![]()
امیدوارم…
امیدوارم عمرت مثل دستمال توالت
سفید
دراز
و مفید باشه
شکر از زحمتکشان سال ۱۳۸۵:
-از شرکتهای خودرو سازی داخلی به خاطر ساخت خودروهای با ضریب امنیت بالا تشکر میکنم. مرحوم رحمتی
-از تلاش پیگیر مسئولین در مبارزه با مفاسد اقتصادی تشکر میکنم شهرام ـ جزایر قناری
-از شرکت مخابرات برای خودداری از پرتاب موشک زهره سپاسگزارم. سوراخ لایه اوزون
-از شایسته سالاری در دستگاههای دولتی شدیدآ سپاسگزارم. پسر آقای رئیس
-از ترافیک تهران به جهت پس انداز وقت گرانبهای شهروندان سپاسگزارم. صندوق ذخیره وقتی
-از صدا و سیما به خاطر افزایش شبکه های تلویزیون متشکرم. وزارت کار
-از سازمان طرح ضربتی اشتغال به جهت اینکه زمینه اشتغال اینجانب را پس از سالها بیکاری فراهم کرده است تشکر میکنم . رئیس سازمان طرح ضربتی اشتغال
-از سازمان ملل به خاطر عملکرد و موضعگیریهای کاملآ مستقل در امور دهکده ام تشکر ميکنم. کدخدا بوش
-از جرج بوش به خاطر مبارزه با تروریسم متشکرم. بن لادن
-از دستگیری آقازاده ها متشکرم. خانم زاده
-از مبارزه با قاچاق مواد مخدر در مرزهای شرقی سپاسگزارم. قاچاقچی مرزهای جنوبی
یارو میمیره فرشته ها بهش میگن تو 675.23 رکعت نماز نخوندی!!!! یارو میگه 675 قبول ولی اون 0.23 چیه؟!!!.............فرشته ها میگن تعداد نماز های خونده ضرب در سینوس زاویه انحراف از قبله!!!!!!!!!
********************
به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست
********************
به يكي ميگن گوز چه شكلي ؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا ؟ ميگه چون هر وقت زنم مي گوزه مي اندازه گردن من
********************
به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بساز د ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
********************
به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!
ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي
*********************
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
*********************
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
انوشه انصاري به زمين بازگشت !! در همين راستا سازمان ناسا اعلام كرد : از اون بالا كفتر ميايد يك دانه دختر ميايد
********************
براي ديدن تو ثانيه ها رو ميشمارم ...... قربانت اذرائيل
********************
IR-TCI 50005
موبايل شما از طرف مخابرات بمدت ده دقيقه ويبره ميباشد شما ميتوانيد موبايل خود را داخل ... خود گذاشته و از خدمات ما لذت ببريد.[ مخابرات قزوين]
* يه روز غضنفر ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟ غضنفر ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!
*خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه
*از غضنفر می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه
*غضنفر و دوستش با لگد ميزدند توي صورت همديگه. يكي مياد بهشون ميگه: شماها دردتون نمياد؟ غضنفر ميگه: نه... پوتين پامونه!؟
از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !
* يه جايي جشن بوده، غضنفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
سپيدى فداى وطن، سرخى نثار تو، سبزى شعارما! بهاران خجسته باد. تو را به بهار تبريك مى گويم
* غضنفر زن سبزه میگیره، گره اش میزنه.
* به غضنفر ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟ تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!
* غضنفر مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه