تبليغاتX
مشت
یه وبلاگ مشته مشت آره والا بدو بیا
انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست. انتخاب با خودت است. تا ابد دور خودت بچرخي يا تا بي نهايت ادامه بدي

چه کسي ميداند که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه کسي ميداند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي؟ پيله ات را بگشا ...تو به اندازه ي يک پروانه زيبايي

سعی کن تو زندگی مثل زودپز باشی, یعنی تو اوج زمانی که جوش میاری سوت بزنی !!!

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی وای از اون روزی که همون یکی درد دلت باشه

 

خوبه دیگه, تو راحت تو خونه نشستی ولی من الان تعمیرگاه هستم, میدونی چرا؟
.
.
.
.
چون
.
.
.
.
خرابتم !


 

اس ام اس LOVE : الهی چوب بشی تا پشمک بشم دورت بگردم

 

تو زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی میمونن, از بودن با اونا لذت میبری ولی باهاشون به جایی نمیرسی

 

آیا میدانید ٪۹۰ افرادی که از طرح قرمز ایرانسل استفاده می کنند
.
.
.
.
از بی خوابی رنج میبرند؟!

 

یه عصا ۱۰۰۰ بار میخوره زمین تا صاحبش زمین نخوره, عصاتم رفیق

 

وقتی که رفتی هم دلم سوخت هم جگرم, با رفتنت دوگانه سوزم کردی

 

صفاي ما پا برهنه ها ميدوني چيه؟
اينه كه ريگي به كفشمون نيست!!!

 

ميروم شايد‎ ‎فراموشم كني
با فراموشي هم اغوشم كني
ميروم از‎ ‎رفتنم شادباش‎
از عذاب ديدنم ازادباش
گرچه تو‎ ‎تنها تر از‎ ‎من ميشوي ارزو‎ ‎دارم شبي عاشق شوي
ارزو دارم بفهمي درد را‎
حاصل برخوردهاي سرد را


2ta nini ba ham miran hamom dokhtare be pesare mige mizary ba on jat bazy konam pesare mige na kharabesh mikony bebin male khodetam kandy!

 

اندازه يک کيلو خاک شير دوستت  دارم حالا بشين بشمار ببين چند تا دوستت دارم؟ !!!

 

 

اینم شماره ی ایرانسل من !!! :

خدای من, خدای خوب و مهربان, من و گوشی کوچکم دوست داریم اس ام اس فراوان از دوستان دریافت کنیم, همه ی ما ایرانسلی ها دست در دست هم دهیم و اس ام اس های خودمان را برای درمان صندوق ورودی یکدیگر هدیه کنیم, هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم, سازمان اهدا اس ام اس شماره حساب 09356283049, منتظر اس ام اس های سبزتان هستیم

+ نوشته شده در  86/09/23ساعت 12:40  توسط مصطفی یوسفی  | 

امشب دیگر سکوت را بشکن٬ يگانه ام! ببین این منم٬ این منم که به کلبه عشقمان بازگشته ام! جای تو خالی است

من براي سال ها مينويسم ...... سال ها بعد كه چشمان تو عاشق ميشوند....... افسوس كه قصه ي مادربزرگ درست بود...... هميشه يكي بود يكي نبود

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست

زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد در خانه ي ويرانه ي من هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد وكسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود...

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوند

خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم

به نیوتن گفتند:برای چی از افتادن سیب تعجب كردی. نیوتن :برای اینكه من زیر درخت گلابی نشسته بودم.

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي...

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

+ نوشته شده در  86/09/15ساعت 13:28  توسط مصطفی یوسفی  | 

با عرض سلام لطفا خودتان را معرفي کنيد

 

به نام خدا هادي پرستار شهري دانشجوي رشته شيمي در دانشگاه فردوسي مشهد هستم

متولد 1362 در شهرستان گناباد دوران ابتدايي در مدرسه حاج ميرزا تقي بودم هم چنين  راهنمايي را در مدرسه راهنمايي شهيد باهنر دبيرستانرا در شهيد بهشتي وپيش دانشگاهي را در ابن سينا گذراندم و در سال 1380 در کنکور سراسري در رشته شيمي محض دانشگاه فردوسي قبول شدم

 

هادي جان موقعي که فهميدي رتبه يک شيمي شدي چه احساسي داشتي؟

عرض شود با توجه به پروسه درس خواندن براي کنکور که از تابستان شروع شد و هدفي که از روز اول ورود به دانشگاه داشتم و با توجه به درصدهايي که در کنکور زده بودم انتظار رتبه خوب را داشتم ولي تصور نمي کردم که رتبه يک را کسب کنم ولي با عنايت و لطف خداوند و زحمات خانواده واساتيد وتلاش هاي خودم  به اين موفقيت دست يافتم

 

آقاي پرستار اجازه مي خواهم چند سوال در مورد گناباد از شما بپرسم

به نظر شما پتانسيل هاي اصلي پيشرفت گناباد کدامند؟

من معتقدم با توجه به نيروهاي کارآمد و پر تلاش که در شهرستان هستند که البته عموما براي تحصيل از شهرستان خارج مي شوند و استعدادي که در جوانان اين شهرستان وجود دارد و همچنين همت وتلاش مردم رسيدن به پيشرفت هاي عالي کاري دور از دسترس نيست ولي اين مهم در درجه اول به خود باوري ودر ثاني به تلاش و کوشش احتياج دارد

تصور من بر اينست که اگر استعدادهايي که از شهرستان خارج مي شوند به شهرستان برگردندحتي براي يک مدت کوتاه پيشرفت ممکن خواهد بود

 

آيا خود شما قصد خدمت به مردم گناباد را داريد؟

مطمئنا هر انساني مديون عوامل ومحيطي است که در آن رشد و پويش يافته وچه بسا اگر اين محيط تاثير بسزايي در پيشرفت يک شخص داشته باشد اين دين سنگين تر شود گمان ميکنم هرگاه که بتوانم و در شرايطي بودم که بتوانم خدمتي به مردم اين شهرستان بکنم مطمئنا دريغ نخواهم کرد

چه کساني را در اين موفقيت خود شريک مي دانيد؟

در درجه اول تشکر وقدر داني خالصانه خودم را از مادرم که زحمات زيادي را در اين سالها براي م کشيد و همچنين خانواده ام ابراز مي دارم

از تمام معلم هاي دوران مختلف تحصيلم هم تشکر مي کنم معلمان گرامي ازجمله آقاي حق پرست آقاي اکبري آقاي محمودزاده آقاي حسن عبدالله زاده آقاي خاکستاني و....

 

در آخر اگر توصيه اي يا حرف نگفته اي داريد بفرماييد

به تمام جوانان وبه خصوص پشت کنکوري ها توصيه مي کنم اگر دو اصل بزرگ را در زندگي مد نظر قرار دهند بي شک موفق خواهند شد : توکل و تلاش

خواستن توانستن است و رسيدن به آرمان هاي دوران کودکي که شايد هميشه براي ما رسيدن به آن غير ممکن مي نمايد ممکن است

به اميد موفقيت همه شما

مصاحبه از : خادم الحسين صادقپور

منبع: http://gonabad.blogfa.com/post-8.aspx

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 12:16  توسط مصطفی یوسفی  | 

این جوان لایق متولد خرداد 1368 و دانش آموز رشته علوم تجربی مقطع پیش دانشگاهی شهید بهشتی وابسته به سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. دوره پیش دانشگاهی را با معدل 19/55 و مدرك دیپلم را با معدل 19/59 گذرانده است. او دوره راهنمایی و دبیرستان را نیز در مدارس نمونه دولتی طی كرده است.

وقتی برای مصاحبه ای كوتاه با شهرام تماس گرفتم، نه غرور در ادبیاتش بود و نه خود را چهره ای برتر معرفی كرد. او گفت تنها لطف خدا بود كه زحمات پدر و مادرم، معلمان و خودمان را به بار آورد تا رتبه اول كسب كنم.
این جوان لایق متولد خرداد 1368 و دانش آموز رشته علوم تجربی مقطع پیش دانشگاهی شهید بهشتی وابسته به سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) بود. دوره پیش دانشگاهی را با معدل 19/55 و مدرك دیپلم را با معدل 19/59 گذرانده است. او دوره راهنمایی و دبیرستان را نیز در مدارس نمونه دولتی طی كرده است.
گرچه ساكن سنندج است اما خود می گوید از شناسنامه معلوم است كه اهل دهگلان هستم و نه كلاس خصوصی رفته ام و نه با معلم خصوصی كار كرده ام. تنها در مدرسه درس ها را به دقت پی می گرفتم و در منزل روی آنها مطالعه و كار می كردم. روزانه 14 تا 15 ساعت درس می خواندم و تست های فراوانی تمرین كردم. همه چیز را از لطف خدا می دانم. پدر و مادرم برایم زحمت فراوان كشیدند. از آنها بسیار ممنونم. از معلمین عزیزم آقایان ابراهیم مولایی (زیست شناسی)، توفیق فاتحی و محمد حسامی (ریاضی)، مسعود وفایی (دبیر فیزیك)، هیوا جهان افروزی (شیمی) و مدیران و سایر اساتیدم سپاسگزارم و امیدوارم بتوانم زحمات این عزیزان را جبران كنم.
شهرام دوست دارد در یكی از رشته های بیوتكنولوژی یا پزشكی تهران ادامه تحصیل دهد تا در آینده بتواند به جامعه خود بیشتر خدمت كند. او یك برادر و دو خواهر دارد. خواهر بزرگ او در رشته پزشكی تحصیل می كند.
از او می پرسم فكر می كردی رتبه اول كنكور را كسب كنی؟
می گوید: نه، اما باتوجه به مطالعه ای كه داشتم، حداقل انتظارم این بود كه رتبه ام زیر 15 باشد. اما وقتی شنیدم رتبه اول كسب كرده ام برایم جالب بود و شگفت زده شدم.
سیروان تنها رسانه ای نیست كه با این جوان شایسته گفتگو می كند. عكس او در صفحه اول بسیاری از مطبوعات نقش بست و شبكه های مختلف تلویزیونی و رادیویی با او تماس گرفتند تا درباره موفقیتش با اومصاحبه كنند. اینك شهرام، خانواده اش، شهر دهگلان، سنندج و استان كردستان با استعدادهای این جوان خوش ذوق و زیرك مورد توجه و سوژه خبرنگاران قرار گرفته است؛ حقا كه باید به این جوان رعنا تبریك گفت كه این گونه برای دیار و خانواده خود افتخارآفرینی كرده و شایستگی های خود را به اثبات رسانده است.
برخی همكلاسان رحیمی نیز موفقیت های مشابهی كسب كرده اند. رتبه های چهارم رشته ریاضی فیزیك، 45 تجربی، 120 و ... نیز به همكلاس های او اختصاص دارد.
سیامك زمانی در رشته ریاضی فیزیك، رتبه چهارم كشوری و نوید قادرمرزی رتبه دهم منطقه ای را در همین رشته كسب كردند. سیروان ضمن تبریك به این جوانان لایق، موفقیت بیشتر آنها را از خداوند سبحان آرزو دارد.

سه نفر از دانش آموزان استان كردستان كه در كنكور سراسری سال ‪ ۸۶‬رتبه های برتر اخذ كرده اند در دبیرستان تیزهوشان شهید بهشتی سنندج مورد تجلیل قرار گرفتند.
در این آیین كه با حضور جمعی ازمسئولان، مربیان و والدین دانش آموزان برگزار شد، از شهرام رحیمی دهگلان به خاطر كسب رتبه اول كنكور تجربی كشور، سیامك زمانی كسب مقام چهارم رشته ریاضی فیزیك و نوید قادرمرزی كسب عنوان دهم رشته ریاضی فیزیك منطقه‌ای تجلیل شد.
رییس سازمان آموزش و پرورش كردستان در این آیین گفت: دانش آموزان باید با توكل به قرآن، و آموزه‌های اسلامی قله‌های علم و ایمان را یكی پس از دیگری فتح نمایید.
" خسرو ساكی " افزود: خوشبختانه دانش آموزان كردستانی علیرغم كمبود امكانات آموزشی هر ساله نسبت به سال قبل موفقیت‌های بزرگتری را كسب می‌كنند كه این امر تنها با برخورداری از ایمان و اعتماد با نفس بالای دانش آموزان امكان پذیر است.

 معاون آموزشی مدرسه تیزهوشان سنندج وابسته به سازمان مركزی استعدادهای درخشان در گفتگویی با سیروان با تبریك موفقیت های دانش آموزان این مدرسه كه به گفته وی از 50 نفر شركت كننده حدود 45 نفر حق انتخاب رشته را كسب كرده اند، افزود: این دانش آموزان در بهترین رشته های فنی، مهندسی و ... در دانشگاههای دولتی حق انتخاب دارند و این افتخاری مهم برای مدرسه تیزهوشان است. حیدری افزود: در این مدرسه حدود 10 نفرزیر رتبه هزار و 20 نفر رتبه زیر دو هزار كسب كرده اند. در همین حال رتبه چهار كشوری و رتبه های 1، 45، 22 و 119 منطقه ای به این مدرسه تعلق دارد.
وی اظهار داشت: این موفقیت محصول مدیریت منطقی مدرسه، نظم دقیق، برنامه ریزی درست كادر اجرایی تشویق به موقع و تلاش و همت خود دانش آموزان و خانواده های آنهاست.
منبع:    http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=58&nid=7507

+ نوشته شده در  86/09/06ساعت 12:11  توسط مصطفی یوسفی  | 

در پی افزایش افسردگی و کاهش خنده در کشورهای اسکاندیناوی، مقامات این کشورها بدنبال وارد کردن انواع ترک هستند

_______________

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز ، ماه رمضان، فقط، برای اقشار کم درآمد تا اطلاع ثانوی ادامه دارد.
ستاد حمایت از دولتمردان فرصت طلب

یارو میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا 1000000 تومنی.
یارو میگه: 1000 تومنی اش چه جوری کار میکنه؟
فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو میبینن، بلندتر حرف میزنن

_______________

یکی مرده بوده، داشتن واسش خرما خیرات میکردن.
ترکه میاد و یک مشت خرما ورمیداره. یارو میگه: هی چه خبره اته، یک نفر مرده، اتوبوس که چپ نکرده

یه ترکه رفته بوده چتربازی. موقع پرش از هواپیما، فرمانده بهش میگه: وقتی پریدی بیرون دکمه سبز میزنی چترت باز میشه، یک درصد اگر باز نشد، دگمه قرمز رو میزنی که حتما چترت باز میشه. بعد وقتی رسیدی پایین یک چیپ هم پایین منتظرته که می برتت پادگان. حالا بپر.
ترکه میپره، دگمه سبز رو میزنه چتر باز نمیشه، دگمه قرمز رو میزنه چتر باز نمیشه، میگه اگه شانس ماست، حالا اگر برسیم پایین جیپه هم رفته

_______________

دیوانه اولی: تو کی بدنیا آمدی؟
دیوانه دومی: دوشنبه. تو کی بدنیا آمدی؟
دیوانه اولی: جمعه.
دیوانه دومی: بازم دروغ گفتی، جمعه که تعطیله

یارو میره توی یک بار و به بارمن میگه براش یک گیلاس مشروب بریزه، بعد میگه برای همه کسایی هم که اونجا هستند یک گیلاس مشروب بریزه، بعد به خود بارمنه هم میگه برای خودت هم یک گیلاس مشروب بریز. خلاصه همین کار رو چند دفعه تکرار میکنه. آخرسر که باید پول میداده میگه هیچی نداره، بارمن هم خیلی دمق میشه و یک فصل حسابی کتکش میزنه و میندازتش بیرون. چند شب بعد دوباره همون یارو میره توی همون بار و پیش همون بارمن، باز میگه یک گیلاس مشروب براش بریزه و یک گیلاس هم برای همه کسانیکه اونجا بریزه. بارمن که یارو رو شناخته بوده با کنایه میگه حتما یک لیوان هم برای خودم بریزم، یارو میگه نه نه برای خودت نریز، تو اصلا جنبه نداری، مست میکنی، مردم میگیری میزنی

_______________

به ترکه میگن: حالت چطوره؟
میگه: تازه موکتش کردم

 

+ نوشته شده در  86/09/02ساعت 0:59  توسط مصطفی یوسفی  |