ای کسانی که مامور دفن من هستید ، گوش فرا دهید : تابوت مرا در جای بلندی قرار دهید ، تا باد بوی مرا به سرزمین عاشقان ببرد ... چشمان مرا باز بگذارید ، تا همه بدانند که چشمان من در آرزوی دیدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت کشیدند ... دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید ، تا همه بدانند که دستان من به معبود خویش نرسیده ... روی مرا با پارچه سیاهی بیوشانید ، تا همه بدانند که روزهای من در سیاهی گذشته است ... و روی قبر من یک تکه یخ بگذارید ، تا وقتی آب می شود ، احساس کنم که معبودم دارد برایم اشک می ریزد ....
اگه کسی رو دوست داشته باشی ... نمی تونی تو چشماش زول بزنی ... نمی تونی دوری شو تحمل کنی ... نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ... نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن
خداوندا برای درد و غم درمان ندارم ... برای بی کسی یاری ندارم .... میان خانه های بی کبوتر ، خدایا من پر و بالی ندارم ... دل من صد هزاران ناله دارد ... درو ن این دلم غم خانه دارد ... به روی خشت های بی نشانه ، غم و دردند که با هم ناله دارند ... درون قلب من امیدها بود ... درون سینه ام فریادها بود ...
سکوتم را به باران هدیه کردم ... تمام زندگی را گریه کردم ... نبودی در فراق شانه هایت ... به هر خاکی رسیدم تکیه کردم
یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ...
وقتی 1 سیب گاز میزنی و یک کرم درسته میبینی زیاد ناراحت نشو . وقتی ناراحت بشو که 1 کرم نصفه ببینی .
زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگر می خورد ... روبهی آمد و گفت : ایول چه بالی ، چه دمی ، عجب تیریپ خفن سیاهی ، مشکی رنگ عشقه ، یه آواز بخون حال کنیم ... زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و می گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...
سهراب سپهری ورژن 2008:هر کجا هستم، باشم به درک
! من که باید بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد! جور دیگر اما... کار را باید جست. کار باید خود پول. کار باید کم و راحت باشد! فک و فامیل که هیچ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سید خندان یه نفر! سوئیچم کو؟ چه کسی بود صدا کرد زورو
ویژگیهای پسران با کلاس 1. برداشتن ابرو به مقدار کافی 2. کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار 3. بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا 4. نگرفتن ناخن های انگشتان دست 5 . بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلویزیونی 6. گوش دادن موسیقی بدون کلام 7. نوشیدن نوشابه های انرژی زا 8 . اظهار عدم تمایل به ازدواج 9. تظاهر به عصبی بودن